4. انگلستان
ماندويل
نجيبزاده و پزشك انگليسي كه در ليژ، به طبابت پرداخت و در سال 1372 در همانجا به خاك سپرده شدهاست. بنابر گزارش خودش، او در سنتآلبانز زاده شد و در سال 1322 بهخاطر قتل فردي از طبقهٴ ممتاز ناگزير به فرار گرديد. از آن پس، به سفرهاي زيادي پرداخته كه در سفرنامهٴ معروفش آنها را شرح دادهاست. آيساك جكسن مدعي است كه جان در سنتآلبانز زاده نشده، بلكه بايد سِر جان ماندويل داناهيري باشد كه ويليام دو بورگ، ارل اولستر را در سال 1333 كشت و بلافاصله ناپديد گرديد. جان سال 1322 را براي آغاز سفرهايش از آن جهت آورده، تا اگر روزي گرفتار شد بتواند مدعي شود كه در زمان وقوع جرم در جاي ديگري بودهاست. همچنين، ثابت شده كه تاريخ تأليف كتاب حدود 1365 (قديميترين نسخهٴ تاريخ سال 1371 را دارد) است، و نه سال 1355 كه خودش اظهار كردهاست. تحرير اصلي احتمالاً به زبان فرانسه بوده است. اين كتاب در حدود 1390 به لاتيني، در فاصلهٴ سالهاي 1369 ـ 1398 به آلماني و خيلي زود به هلندي، انگليسي، ايتاليايي، اسپانيايي و چكي ترجمه شد.
به عقيدهٴ برخي نويسندگان، بهويژه استاد هامليوس فقيد، ژان دوتراموز دوست ماندويل احتمالاً موٴلف واقعي اين سفرنامه بود. استدلال او برپايهٴ مطالب زير است: 1) تشابه زيادي ميان آيينهٴ تاريخها، تأليف دوتراموز و سفرنامه وجود دارد؛ 2) اشتباهات متعدد يكساني در هردو وجود دارد؛ 3) دوتراموز در
آيينه ميگويد مغولستان را توصيف نخواهد كرد، زيرا در كتاب ديگري به اين كار پرداخته است، اين توصيف در گنجينهٴ حكمت طبيعي او ديده نميشود، بلكه در سفرنامه به چشم ميخورد؛ 4)
سفرنامه حاوي تعدادي حملات مشخص بهدستگاه پاپ است و نشان ميدهد كه موٴلف داراي تمايلات ويكليفي نيرومندي است؛ بنابراين، معقول خواهد بود چنين اثري با يك نام مستعار باشد؛ 5) سبك آن در هر دو كتاب يكسان است و موٴلف يا موٴلفان قراردادهاي خنياگران را دقيقاً رعايت كردهاند؛ 6) هر دو كتاب بهويژه داراي مآخذ همانند هستند.
اگر هم جان ماندويل سفرنامه را تأليف كردهباشد، اين كتاب داراي قطعات زيادي است كه از كتابهاي پيشين برداشته شده است و شرح سفرهاي خود او نيست. كتاب داراي دو بخش اصلي است. بخش اول (15 فصل) شرح سفري است به فلسطين و مسيرهاي مختلف آن، بهعلاوهٴ مصر و سينا. اگر چيزي از مطالب او ناشي از اطلاعات شخصي و مشاهداتش بوده، بايد تنها در اين 15 فصل نخستين باشد، برخي مطالب او از تاريخ نخستين جنگ صليبي نوشتهٴ آلبرت اِكسي است (پس از سال 1121)، و مقدار زيادي از ويلهلم بولدِنزِله (چهاردهم ـ 1) است؛ مقدار كمتر از پليني كبير، سولينوس، پيتر كامستور، ژاك دو ويتري، برونتو لاتيني، هايتون ارمني و ديگران است. ولي بيشتر مطالب قديمي را احتمالاً به جاي نقلمستقيم، از
تاريخ ونسان دوبووه